|
|
|
hellboy |
|
+
نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 15:49 توسط مرتضی
|
سلام............ خانمي طوطي اي خريد آيا در قفسش » : مغازه گفت اين پرنده صحبت نمي كند. صاحب مغازه گفت آينه اي هست؟ طوطي ها عاشق آينه هستند ، آنها تصويرشان را در آينه آن خانم يك آينه خريد و رفت . «. مي بينند و شروع به صحبت مي كنند روز بعد باز آن خانم برگشت . طوطي هنوز صحبت نمي كرد. صاحب مغازه نردبان چه؟ آيا در قفسش نردباني هست؟ طوط ي ها عاشق نردبان » : پرسيد آن خانم يك نردبان خريد و رفت . «. هستند اما روز بعد باز هم آن خانم آم د. صاحب مغازه گفت : آيا طوطي شما در قفسش تاب دارد ؟ نه ؟ خب مشكل همين است . به م حض اين كه شروع به تاب خوردن كند، حرف زدنش تحسين همه را بر مي انگيزد . آن خانم بابي ميلي يك تاب خريد و رفت .وقتي كه آن خانم روز بعد وارد مغازه شد، چهره اش كاملأ تغيير كرده بود .«. طوطي مرد » : او گفت« ؟ آيا او حتي يك كلمه هم حرف نزد » : صاحب مغازه شوكه شد و پرسيدچرا، درست قبل از مردنش با صداي ضعيفي گفت : آيا »: آن خانم پاسخ داد در آن مغازه غذايي براي طوطي ها نمي فروختند«!!؟این داستان واسه کتاب:چلچراغ می باشد.
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 18:59 توسط مرتضی
|
[Eminem]
I'm
zonin off of one joint, stoppin a limo
[Chorus]
[Eminem]
[Chorus]
[Eminem]
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 21:34 توسط مرتضی
|
محرم ماه الفت با جنون است چراغ کوچه هايش بوي خون است محرم حرمت خون است و خنجر تلاطم مي کند حنجربه حنجر دل من فداي دو دست اباالفضل به قربان چشمان مست اباالفضل ربود از همه ساقيان گوي سبقت به چوگان دل ناز شست اباالفضل غم ِ زهرا مرا سوز درون داد دم ِ حيدر به من شور جنون داد حسين آمد به زخم دل نمک ريخت مرا با شور عاشورا در آميخت مرا سوداي زينب در به در کرد نصيبم جرعه اي خون جگر کرد ز فرط تشنگي بي تاب گشتم عطش ديدم ز خجلت آب گشتم چه ها گويم ز مَشک تيرخورده ز دست ساقي شمشير خورده به خاک افتاد مشک از دست ساقي دو عالم پر شد از بوي اقاقي مشامم پر شد از داغ شهيدان که مي گردم بيابان در بيابان
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 20:27 توسط مرتضی
|
سلام بچه ها امتحا ها داره شروع میشه و منم ازهفتم تا بیشتونهم اپ نمی کنم شماهم برین درس بخونین این یه ماه رو هم خوب بخونین که با نمره ی خوب قبول بشین. ولی چند روش واستون گذاشتم که خوبتربتونین درس بخونین. ۱-با توکل به خداوند درس را اغاز کنید. ۲-با علاقه درس بخوانید،خودرادرس خوان بدانیدحتما" قبول می شوید. ۳-نمی فهمم و نمی دانم راکنار بگذارید. این خیلی خیلی مهمه ۴-اول سوال را بفهمید،بعدجواب آن رایادبگیرید. نصف یاد گیری درس خوب فهمیدن سوال است. تا اپ بعدی بای
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 13:57 توسط مرتضی
|
من چیستم؟
+
نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 13:30 توسط مرتضی
|
به نظر شما زندگی سگی یعنی چی؟ یعنی زندگی یه موجود چهار پا ،سفید،تپل و مپل،حموم کرده و شونه خورده که از صبح تا غروب می شینه توی ماشین آخرین مدل صاحبش و توی خیابون های شهر گردش می کنه یا زندگی یه موجود دو پا،گرسنه،لاغر و تکیده که برای یه لقمه نون از صبح تا شب توی خیابون های شهر سگ دو میزنه؟واقعا زندگی سگی یعنی چی؟یعنی زندگی یه موجودی که گوشت لخم کیلویی10000تومانی می خوره و کنار بخاری و شومینه خرناس می کشه یا زندگی موجود دیگه ای که توی زباله های شهر به دنبال یه لقمه نون خشک پرسه میزنه.کدوم یکی؟یه حموم گرم،یه جای خواب راحت و یه شکم سیر و یا یه کارتن خالی،یه لقمه نون خشک و یک شکم گرسنه.لطفا یکی برای ما بنویسه،چون ما تو معنی اش موندیم.!!! *((خودتون مقایسه کنید))*
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 16:15 توسط مرتضی
|
هر کسی که برایم دلش سوخت عاشقانه شکست و دعا کرد سنگ هم قصه ام را شنید و صادقانه خدا را صدا کرد
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 16:9 توسط مرتضی
|
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن و ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار ....
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 16:6 توسط مرتضی
|
====>> چرا وقتی کاغذ را روی آب رودخانه می اندازی همراه با آب پیش میره ؟ خوب هیج کس که جواب منو نداد اما بهتون می گم چرا :کاغذ روی اب با اب پیش می ره چون اراده نداره چون خودشو به دست تقدیر سپرده و نمی خواد بر خلاف جریان اب شنا کنه اون نمی تونه مسیر زندگی شو تغییر بده پس در نهایت در گرداب ضلالتی که خودش برای خودش ساخته غرق می شه
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 15:1 توسط مرتضی
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 0:26 توسط مرتضی
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 15:25 توسط مرتضی
|
اشكي براي شـــوق
شوقـــي براي درس درسي براي ميــــــز ميزي براي کـــــــــار کاري براي نـــــــــان ناني براي تخــــــــت تختي براي خـــــواب خوابي براي مـــــرگ مرگي براي سنــــگ سنگي براي يـــــــاد يادي براي اشـــــــك ايـــــــــــــــــــــن اســـــــــــــــــــــت مــــــــفـــــــــــهــــــــــــوم زنــــــــــــــــدگـــــــــــــــــي
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 13:30 توسط مرتضی
|
دست خطي كه تو را عـاشق كـرد شــوخـي كاغـذي مـاسـت بـخـنـد آدمــك خــر نــشــوي گـريـه كــنـي كــــل دنـيــا ســراب اســت بـخـنـد آن خدايي كه تو بزرگش خـواندي بـه خـدا مـثـل تـو تـنـهـاست بخـند
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 12:22 توسط مرتضی
|
میدونین اینا چی هستن؟نمیدونین؟ اینا ترازوه .(ترازوی محکه و خیلی دقیقه). حالا چرا 2 تاست؟ رو کفه ی سمت راستی مغز دخترا و رو کفه ی سمت چپی مغز پسرا رو گذاشتیم. با محک تفاوت را احساس کنید.
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 12:9 توسط مرتضی
|
دیـروز را گـذرانـدیـم برای امـروز امـروز را میسوزانیـم برای فـردا فـــــــردا دیـــــــروزی دیـــــــگر این است زندگی پوچ ما انـسانها
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 12:0 توسط مرتضی
|
هلو... حالا پیش خودتون میگید چرا اول مطلب نوشتم هلو(البته فقط دخترا.از بابت پسرا خیالم راحته که متوجه میشن)... دخترا زیاد نمیخواد به خودتون فشار بیارین.فکر نکنین خودم الان توضیح میدم... حالا چرا نوشتم هلو... این آخه رفتم کلاس زبان آقا معلممون گفته خارجکی حرف بزنین که قوی بشین تو خارجکی حرف زدن... من هم از امروز شروع کردم... خب میگذریم... خوبین؟؟؟چه خبرا؟؟؟ فیو دی نبودم... دیگه اسکول ها هم که شروع شده... خاطر نشان کنم که این رفقا میگن اگه درس رو از مدرسه ها حذف کنن عالی میشه... ولی بعضیاشون میگفتن درسم حذف کنن دیگه فایده نداره. میگفتن دافا هم که اصلا پا نمیدن(آره جون عمه هاشون کم مونده بیان بپرن تو بغلت) و زیدینگ ( تعطیله(تمرین افعال معکوس و کلمات همراه ING.(تمرین برای کلاس زبان))... (رفقا میگنا من نمیگم)... میگن دخترا همشون پاکن... پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط شلوارشون یه 15-10 سانتی کوتاهه(البته نیت بدی ندارن...نیّتشون صرفه جویی تو پارچس)... پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط مقنعه هاشون 5 تا 10 سانت کوچیکتر میشه هر سال(گفتم که نیّتشون خیره میخوان پارچه کم مصرف کنن)... پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط موهاشون سیخه(البته بازم نیّتشون خیره واسه اینکه سیخ کم شده برای اینکه کشور رو تحریم کردن سیخ دیگه وارد نمیکنن و برای درست کردن جوجه کباب و کباب به مشکل بر میخورن.اینه که میخوان به ماما و پاپا کمک کنن)... پاکن و اصلا دنبال پسر نیستن فقط چشاشون مث تلسکوپ میمونه(تا فاصله 350 متری هرچی پسر خوشتیپ باشه زل میزنن تو چشماش(البته بازم نیّتشون خیره.میخوان به علم نجوم کشور کمک کنن و ماههایی مثل پسر خوشتیپارو کشف کنن)... پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط لاک قرمز میزنن به ناخوناشون روی اونم ستاره های نقره ای میزنن(آخی.نه اینکه هیچی نمیخورن (همیشه تو رژیمن واسه اینکه هیکلشون مانکنی بمونه)واسه همین کلسیم بدنشون کمه و ناخونشون سفید سفید میشه. طفلکیا میخوان این سفید سفیدیا معلوم نباشه وگر نه اصلا قصدشون تابلو بازی و جلب توجه نیست)... پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط تا جلو چنتا پسر میرسن یهو یه جک یادشون میاد و واسه دوستشون تعریف میکنن و با بلند ترین ولومی که میتونن میخندن( البته اونا میخوان دوستاشونو بخندونن و شاد باشن و اصلا قصدشون جلب توجه پسرا نیست)... خلاصه پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط تابلو بازی در میارن و جلب توجه میکنن(اصلا دست خودشون نیست. کلا با آی کیویی که من ازشون سراغ دارم نمیتونن به خوبی فکر کنن و درست تصمیم بگیرن.کل کاراشون غریضیه)... راستی توجه کردین مگسا فقط رو دخترا میشینن؟؟؟ میگذریم... خوب دیگه من باید برم... تا آپ بعدی خداحافظ...
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 18:41 توسط مرتضی
|
سلام. - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - \/___\/_\/___\/_\/____\/__\/____\/___\/___\/____\/\/\/___\/____\/__\/ بازم یه معما براتون دارم. اگه پستای قبلی نمیدونستین من چی گذاشتم این پست رو مطمئنم میدونین. این دوتا نوار مغزه. اولی مربوط مغز دختراست دومی مربوط مغز پسراست. دلیلشم خودتون بفهمید. همه چی رو که من نباید بگم. حالا چون اصرار میکنین میگم. دستگاه نوار مغز از اول شروع کارش با لیزر دنبال مغر توی سر میگرده و هرچی که از جلوش رد بشه ثبت میکنه. چرا مال دخترا صافه؟ چرا تیکه تیکه شده؟ واسه اینکه تو سر دخترا مملو از هواست و خط صاف میمونه و به دلیل رد شدن اجرامی مثل پاره آجر و تکه های گچ از جلوی نوار لیزر خط به صورت تکه تکه روی صفحه چاپ میشه. چرا مال پسرا اینطوریه؟ چونکه برای پسرا از همون اول مغزو پیدا میکنه و فکراشونو ثبت میکنه. این دستگاه دقیق فقط برای وجود مغز از خطوطی مثل خطوطی که برای پسرا گذاشته استفاده میکنه. و در صورت نبود مغز خط صاف میکشه و در صورت مشاهده جسم ناشناس خط رو قطع میکنه. این نوار مغز یک دقیقه از کارکرد مغز دخترا و پسرا رو نشون میده. مغز دخترا رو که اصلا ولش کن تعطیله. ولی مغز پسرا تو یک دقیقه اینهمه فکر میکنه و این نوع خطوط در نوار مغز نشان دهنده افکار مثبته. اینو به تازگی محققا کشف کردن. منبع:تحقیقات کامل و جامع دانشگاه آکسفورد. فعلا خدانگهدار.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:47 توسط مرتضی
|
سلام سلامتي مياره ، سلامتي نشاط مياره ، نشاط شادي مياره ، شادي زندگي مياره ، زندگي زن مياره ، زن بچه مياره ، بچه دردسر مياره ، دردسر بدبختي مياره ، اصلاً سلام نکنم سنگين تره. میریم سر اصل مطلب: اول یه جک دارم چون خودم خیلی خوشم اومد میذازم.(اگه قدیمیه بخشید خودم تا حالا نشنیده بودم). میریم سراغ جک:یه روز یه بنده خدایی(نمیدونم کجایی) تصمیم میگیره آخر اسم بچه هاشو بذاره الله اولي رو ميذاره فتح الله دومي ميذاره يد الله سومي دختر ميشه مي ذاره سيندرالله میگذریم. یه عکس دارم که ته بی معرفتیه(البته بی معرفتی دخترا) ببینین: دخترن دیگه. بی معرفتن. موفق باشین. خداحافظ.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:37 توسط مرتضی
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:30 توسط مرتضی
|
به نام خالق عشق. سلام. یه مطلب دارم براتون اصلا ربطی به مطالب قبلی نداره. از این به بعد اون مطالبو کم میکنم(البته حذف نمیکنم فقط مقدارشو کم میکنم) و بیشتر به مطالب عادی میرسم. خوب میریم سر مطلب: چنتا جمله دارم ربطی به هم نداره ولی همشون جالبن: وقتي که بچه بودم هر شب دعا ميکردم که خدا يک دوچرخه به من بده. بعد فهميدم که اينطوري فايده ندارد. پس يک دوچرخه دزديدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد. جمله سنگينيه ولي واقعيت داره : انسانهاي بي هدف مجبورند تمام عمر براي انسانهاي هدفمند کار کنند. يادم باشه که يادت بیارم که يادم بياري که يادت بدم که ياد بگيري که يادم بياري که هميشه به يادتم. يادت هيچ وقت از يادم نمي ره. اينو يادت باشه. بخشي از يك شاهكار ادبي لري: يكي بيد يكي نبيد. 3تا درخت بيد كه 2تاش بيد بيد، يكيش بيد نبيد. اوني كه بيد نبيد وسط اون دو تا كه بيد بيد بيد کاش کودک بودم تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود ، اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم ، اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم . . . فردا و ديروز با هم دست به يکي کردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد. فردا با وعده هايش مرا خواب کرد وقتي چشم گشودم امروز گذشته بود. خدانگهدار همتون
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 14:52 توسط مرتضی
|
سلام. امروز چندتا مطلب دارم: 1 - بررسی و توصیف برخی از دختران ایرانی از روی اسم: لاله:این دسته از دخترا بیشتر به علف هرز شبیهند تا گل. سپیده:شخصیتشان با اسمشان کاملا متفاوت است و دارای موی بلند روی سیاه و ناخون دراز واهو واهو واه هستند. عسل:انسانهایی با خلق و خویی تلخ هستند و اسمشونو میذاشتن زیره بهتر بود. شراره:بسیار شرور و دو به هم زن هستند.این اسم در قدیم شروره بوده که بعدها به دلیل حفظ آبروی دخترا به شراره تبدیل شده. روشنک:مانند کرم شبتابند با این تفاوت که از خودشون نوری ندارند و بدون سود زندگی میکنند(یعنی سودی واسه کسی ندارند) صدیقه:انسانهایی دروغگو هستند و از غیبت و نخودچی خرون پرهیز نمیکنند. منبع:موثق. کدام گزینه صحیح است.جواب دهید و جایزه نگیرید.(به دلیل نبود اسکناس از دادن جایزه معذوریم) عشق چیست؟ ۱ - علاقه شدید قلبی؟ ۲ - عدم شور شدن قرمه سبزی؟ ۳ - عصر شلم شولوای قُلُمبه ها؟ دختر مخفف چه کلماتیست؟ ۱ - دارای خطهای تمیز راه راه ۲ - دوروی خبیس تنبل رزل ۳ - دربان خانه ی تزار رادولف ۴ - دفتر خاطرات تازماشوف رونسانسیلک رفیق مخف چیست؟ ۱ - رهبر فرقه ی یاقیهای قازمالان ۲ - رخدادِ فاجعه بار یازدهِ قمتامبر ۳-راننده ی فیاتِ یاسر قرقی ۴ - روسریِ فیروزه ایِ یانگوم قلمبه (به دلیل کمبود گزینه از گزینه های چرت و پرت استفاده شد(ستاد گزینه و گزینه ها)) یه جمله آموزنده هم دارم: هميشه سعي کن چيزي رو که دوست داري بدست بياري. اگرنه مجبوري چيزي رو که بدست مياري دوست داشته باشی. تا سلامی دیگر درود و دو صد بدرود.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 14:22 توسط مرتضی
|
حالم گرفتس اصلا حوصله چرت و پرت نوشتنو ندارم.. میخوام یه واقعیت رو بگم: میدونین به چه دختری میگن زرنگ؟؟ 1 - دختری که بتونه با کمک سه یا چهار نفر از در خونه بره بالا. 2 - وقتی مهمون اومد خونشون. دختره بپره یه سینی چایی بیاره(البته تو تابستون اگه شربت بیاره بهتره). 3 - به جا یه دوست پسر 3 تا دوست پسر داشته باشه و اونا متوجه نشن. ولی به یه پسر وقتی میگن زرنگ که تو یه کاری بهترین باشه. ظلم نیست؟؟؟؟ با عرض پوزش به علت عدم وجود حس و حال و حوصله جنبه ی طنز مطالب ته کشیده. ولش کن.ایشالا پست بعدی جبران میشه. ولی در کل باحاله بخون تا ته. با این شعر خیلی خیلی حال کردم واسه همین براتون گذاشتم.ارزش خوندنو داره حتما بخونین. بشکن بشکنه ولی ورژن جدیدش اونم از نوع عاشقونه و این قرتی بازیا: شكســتم تـوبه ام ساقي، تو هـم بكشن سـر خـم را بـزن سنگـي بـجام مـي كه بشكن بشكن اسـت امـشب شـكـستم تـوبـه را از بس شتـكن در زلـف او ديـدم دل زاهـد شكست از مـن كـه بشكن بــشكن اسـت امشـب قدح بشكست و دل بشكست و جـام بـاده هم بشكست خدايا در سراي ما چه بشـكن بـشـكن اســت امـشـب رفيقان خـمره بشكستند و ماهم توبه بشكـستيم تـو هم اهـل دلـي بشكن كه بـشكن بــشكن اســت امـشب صــفا دارد شــكـست سـاغــر و پيـمانــه و تــوبـه بـيـا در مـجـمـع رنـدان كــه بشـكن بـشـكن اســـت امـشـب اینم یه بیت شعر عاشقونه واسه خر ( ) کردن افراد.(بلگفا آدمکِ خر نداشت واسه همین به جا خره گل گذاشتم). این بیت شعر رو بگو و سوار شو و برو: ترک دنیا کرده ام ترک جان هم میکنم غیر عشقت هرچه گویی ترک آن هم میکنم. یه عزیزم دوستت دارم هم بزنی تنگ این شعره محشر میشه. یه توصیه ای که همیشه به دخترا میکنم رو مجبورم تو این پست هم بگم. به خودتون فشار نیارین اگه نتونستین بخونین. مطلب یه کم سنگینه واسه مخ شما. اگه نتونستین حتما خبرم کنین. اگه تونستین(بعید میدونم) هم خبرم کنین. خوش باشین... بای بای....
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 14:6 توسط مرتضی
|
مخوام سری جدید مطالبو شروع کنم. من تو زندگیم چند تا اشتباه کردم که براتون میگم: اشتباه ۱:وقتمو گذاشتم که در مورد دخترا مطلب بنویسم. اشتباه ۲:.... همون اشتباه ۱ کافیه. حیف استفاده ای که از کیبرد و وبلاگ میکنی که بخوای در مورد دختر مطلب بنویسی. ولی دیگه اینکارو میکنم که دخترا هم دلشون خوش بشه بدونن لا اقل یکی هست که در موردشون مطلب بنویسه. حیوونیا دلم براشون میسوزه. هیچ جا اسمی ازشون نیست. منتظر مطالبم باشین. هنوز شروع نکردم. تا چند روز دیگه شروع میکنم. فعلا خدانگهدار همه پسرا باشه. دخترا رو هم شرشونو بکنه از سر ما. تا بعد.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 13:34 توسط مرتضی
|
سلام به همه اول از همه به دخترا (فقط دخترا) یه ضرب و المثل میگم (آخه میدونم مخشون نمیشکه ضرب المثلها رو حفظ کنن). تنها چیزایی که تو مخ دوخترا(که در صد خیلی کمی میشه گفت صفر در صد از اونا از این نعمت بر خوردارن) میمونه رو نام میبریم: 1- رنگ و مارک لاک ناخون آزیتا(این آزیتا میتونه دختره خاله مریم - دختره عمه مهری - دوست دختر داداششون - دختر همسایه یا دختر عقدس خانوم باشه) 2 - مدل لباس و موی عروسی که 6 شب پیش رفتن عروسیش(البته بدون دعوت. دخترا رو که میشناسین رو دارن مثل چی. بدون دعوت همه جا میرن)(در ضمن هیچکسو تو عروسی نمیشناسن به جز ملیحه که ملیحه دختر خاله ی مامان یکی از دوستای دختر عمه ی داماده که این ملیحه خانومو تو اتوبوس دیدن و باهاش سر صحبت رو باز کردن)(در ضمن بلیط اون اتوبوسه رو هم ندادن). 3 - کل مارکها و رنگهای لباس - رنگ چشم - رنگ و سایز کفش و مارک ادکلان اون آقا خوش تیپه(دوست پسر آناهیتا)(حالا آناهیتا کیه؟ منم نمیشناسمش) 4 - تیکه ای که مش حسن (بقال محله ی یکی از دوستاشون)(67 سالش بیشتر نیست) 9 روز پیش به دوستشون گفته. 5 - ..... دیگه مورد 5 نیاز نداره چون دیگه هیچی تو مخشون نمیمونه. میخوان بمونه ولی جا نداره. به دلیل کوچیک بودن. میریم سراغ ضرب المثل:میگه که گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف بو میده. دلیل گفتن این ضرب المثلم اینه که تو یکی از وبلاگهای به اصطلاح آنتی بوی نوشته بود اومدن خواستگار به محله ما غدغن.(منظورش اینه که از پسرای 3 تا 300 ساله خواهش میکنم که تا من ترشیده نشدم منو بگیرین) خب میگذریم. میریم سراغ یه جمله از یه مرد بزرگ دنیا: زن مثل عصای کج است. اگه قصد راست کردنش را داشته باشی میشکند و اگه به حال خودش بگذاری بیقواره میماند.(لاروشفوکو . نویسنده فرانسوی) جمله کاملا درسته جنس مونث یعنی بی قواره. خب میگذریم. و خدا مرد را آفرید و گفت زیباست و زن را آفرید گفت خب طوری نیست آرایش میکنه قابل تحمل میشه. واسه امروز بسه. تا بعد. قربون همه پسرای گل برن دخترای خل(منظور از دخترای خل تمام جماعت مونث هست که همشون خلن ماشاالله هزار ماشاالله). اینم فل بداهه اومد. خدانگهدار.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 12:21 توسط مرتضی
|
چرا میزان لبخند زدگی سه فرد حاضر در عکس فرق میکند؟ الف-چون لبخند آقا زورکی است یا بخاطر اشتباه بزرگی که مرتکب شده (یعنی ازدواج )زهر خند است ب)لبخند خانم عمیق است چون سر یکنفر را گول مالیده و با آوردن بچه جاپایش راهم محکم کرده (باور خاله زنکی ) ج)لبخند دختر بچه نصف ونیمه است چون اولا از اینکه مامانش سر بابایش را گول مالیده خوشحال است ولی از طرفی نگران است که خودش نتواند سر کسی را گول بمالد. د-همه گزینه ها صحیح است
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 12:14 توسط مرتضی
|
سلام. يکي از بزرگان حکايت کند / اگر يک نفر نيمه شب چت کند / و با فرد بيگانه صحبت کند / و کم کم به چت کردن عادت کند / و يک ساعتش را سه ساعت کند / و هر شب به فردي محبت کند /به افراد قبلي خيانت کند /و با بي خيالي جنايت کند / نه حدّ و حدودي رعايت کند / و اچ آي وي ِ خويش مثبت کند /و اين قصه را پر حرارت کند /براي رفيقش روايت کند /چنانکه رفيقش حسادت کند / و او هم رود نيمه شب چت کند .............. خسته شدم همین دیگه.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 9:51 توسط مرتضی
|
به نام خالق عشق. سلام. یه مطلب دارم براتون اصلا ربطی به مطالب قبلی نداره. از این به بعد اون مطالبو کم میکنم(البته حذف نمیکنم فقط مقدارشو کم میکنم) و بیشتر به مطالب عادی میرسم. خوب میریم سر مطلب: چنتا جمله دارم ربطی به هم نداره ولی همشون جالبن: وقتي که بچه بودم هر شب دعا ميکردم که خدا يک دوچرخه به من بده. بعد فهميدم که اينطوري فايده ندارد. پس يک دوچرخه دزديدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد. جمله سنگينيه ولي واقعيت داره : انسانهاي بي هدف مجبورند تمام عمر براي انسانهاي هدفمند کار کنند. يادم باشه که يادت بیارم که يادم بياري که يادت بدم که ياد بگيري که يادم بياري که هميشه به يادتم. يادت هيچ وقت از يادم نمي ره. اينو يادت باشه. بخشي از يك شاهكار ادبي لري: يكي بيد يكي نبيد. 3تا درخت بيد كه 2تاش بيد بيد، يكيش بيد نبيد. اوني كه بيد نبيد وسط اون دو تا كه بيد بيد بيد کاش کودک بودم تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود ، اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم ، اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم . . . فردا و ديروز با هم دست به يکي کردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد. فردا با وعده هايش مرا خواب کرد وقتي چشم گشودم امروز گذشته بود.
+
نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 8:39 توسط مرتضی
|
سلام. واسه امروز یه مطلب براتون دارم. امروز میخوام تاریخچه درست شدن دختر رو براتون بگم. میدونین دختر چطوری درست شده؟ نمیدونین؟ میدونین؟ به هر حال من براتون میگم تا بدونین: یه روز ملانصرالدین نشسته بود کنار رودخونه و داشت با خودش فکر میکرد که چیکار کنم که یه اختراعی چیزی به اسمم ثبت بشه. هرچی فکر کرد چیزی به ذهنش نرسید. بلند شد و رفت. تو راه توی جنگل دو تا خر دید (روایات در مورد رنگ خرها زیاده پس میگذریم). بعدش خرها رو برداشت و رفت تو آزمایشگاه خودش. بعد خرها رو گذاشت تو دستگاه پرس پرس کرد. میدونین چی ازش در اومد؟ نمیدونین؟ خب من بهتون میگم. از توش یه موجود فوق العاده عجیب در اومد که ملانصرالدین اسمشو گذاشت دوخر. چون از دوتا خر درست شده بود. به مرور زمان این موجود عجیب غریبو زشت رشد پیدا کرد و عین باکتری تموم دنیا از اون پر شد و به تدریج اسمش از دوخر به دختر تبدیل شد. در ضمن بعد اون ماجرا ملانصرالدین رو دار زدن. چون به جای خدمت به جامعه به اون خیانت کرد. این بود تاریخچه درست شدن دختر. از دخترا میخوام که بعد از خوندن این مطلب زیاد به خودشون فشار نیارن. ممنون میشم. فعلا خدا نگهدار دوستان و دشمنان عزیز.
+
نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 23:20 توسط مرتضی
|
رضایا ۰۹۳۵۳۲۳۶۷۴۶ علیشمس ۰۹۱۲۱۲۵۳۷۸۸ سعید توپاک ۰۹۱۲۵۷۸۹۳۴۷ حسام استپس ۰۹۱۲۲۷۹۶۳۲۰ تهی ۰۹۳۲۹۵۱۰۱۱۱ پیشرو ۰۹۱۲۶۲۷۵۸۶۲ عسل ۰۹۳۲۹۱۶۷۶۱۲ اتیش ۰۹۳۶۴۹۳۹۴۷۷ حسین مخته ۰۹۱۷۶۱۵۹۰۰۱ سعید پانتر ۰۹۳۲۹۲۶۲۴۷۳ ساسی مانکن ۰۹۱۹۲۴۹۴۱۱۲ طعمه ۰۹۳۵۴۳۱۵۶۶۲ امیدنوری۰۹۱۶۹۶۱۴۱۰۶ برین حال کنین نظریادت نره
+
نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت 14:33 توسط مرتضی
|
|
|||
سلام و هزاران سلام
خدمت دوستان بسیار عزیز
حالتون چطوره؟
خدارو شکر...
من مرتضی هستم مدیر وبلاگ
نظربدین چون تنها دلخوشی من نظراتیه که به وبلاگ می دین
پس نظر نداده نرید
دمتون گرم